مه یاس کوچولوی مامه یاس کوچولوی ما، تا این لحظه: 11 سال و 11 ماه و 29 روز سن داره

..... دختری به زیبایی ماه ، به لطافت گل یاس ......

شما بگین چه حکمتیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من که موندم تو حکمت کارای خدا؟؟!!!!!!!!!!!!!!!........................ خواهرم یک سالی میشه که سردرد و کمردردهای بدی داره و تحت نظر دکتر هست ودکتر هم بهش گفته باردار نشی. دیروز بعداز یک هفته عقب افتادن پریش بی بی تست میکنه و مثبت میشه وآزمایش هم مثبت..... و این در حالی هست که میگه ناخواسته بوده و اصلا انتظارشو نداشته و حتی نزدیکی مشکوکی هم نداشته وگرنه اورژانسی میخورده که حامله نشه  و حالا که شده در به در التماس دکترش رو میکنه که من نمیتونم باید قرص بخورم تحت نظر دکترم و برام سقطش کنید اما دکتر قبول نمیکنه. میاد خونه و گریه و زاری که چرا؟؟!!!!!!!............... اما یکی هم مثل من که چهارماهه تو انتظارم و هنوز هیچ خبری نیست ...
1 بهمن 1392

آزمایش منفی

اون روز با کلی ذوق و شوق ساعت سه از  محل کارم یک راست رفتم آزمایشگاه حتی ناهار هم نخورده بودم بعد از آزمایش گفتم نمیشه سریعتر جوابش رو بدین و گفت بشین تا 4 جوابش آماده میشه تقریبا 40 دقیقه ای منتظر شدم تا .... با ذوق رفتم و گفتم منفی یا مثبت ؟ و در کمال ناباوری گفت ...................................... منفی ............................................. و من ماندم و چشمهای بارانی ام و یک دنیا سکوت  !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
25 دی 1392

یه خواب رویایی...............

سلام دوست جونیا خوبین گاهی وقتا توی خواب یا حتی بعضی رویاها دلت نمیخواد بیای بیرون ، کاش میشد تو همون عالم خواب میموندم... دو سه شب پیش خواب دیدم خونه پدرم هستم و همه اهل خانواده جمعند بعلاوه دو تا فسقلی دیگه! آره من دوقلو های سه ماهه داشتم جنسیتشون دقیق یادم نیست (البته فکر کنم یکی شون دختر بود). یکی بغل برادرزادم بود و اون یکی هم بغل خودم و بهش شیر میدادم اینقدر سینه هام شیر داشت که از لب و دهنش میزد بیرون وبچم بغلم آروم خوابید. ولی بعد ده دقه بیدار شد و من بردمش دادم به بابام. بابا با ذوق بغلش کرد وقربون صدقش میرفت اون یکی رو هم گذاشت رو اون پاش ونازش میکرد وای که چه صحنه شیرینی بود ...............................
21 دی 1392

این ماه هم نشد ...............

 اون روز دیگه نتونستم برم آزمایشگاه چون عصر احساس کردم پری داره میاد  نتیجه انتظارم اون طور که میخواستم نشد ولی از بلاتکلیفی در اومدم و یه جورایی خیالم راحت شد
6 آذر 1392

دیگه طاقت انتظار ندارم

امروز میرم آزمایش ده روزه پری عقب افتاده و بی بی چک هم همچنان یک خط میفته ........ خیلی استرس دارم یعنی جوابش مثبت یا منفی؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!............
4 آذر 1392

سخنی با نی نی

سلام وروجک مگه دستم بهت نرسه ، از همین الان داری قایم موشک بازی میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟ اگه هستی یه نشونی یه علامتی !!!!!!!!!!!!!!! اگه نیستی پس چرا نمیذاری خاله پری بیاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ از دست تو ناقلا     ...
30 آبان 1392

باز هم بیبی چک منفی

دیشب دوباره یک بیبی چک خارجی گرفتم.  شب تا دیر وقت فکرو خیال میکردم که مثبته یا منفی اما صبح که تست کردم یک خط افتاد.................. خیلی حالم گرفته شد رفتم خوابیدم و به شوشو گفتم نمیرم سر کار خدایا ممکنه نشون نداده باشه؟!!!!؟؟؟ آخه سه روزه که از پری خبری نیست................ خدایا من نا امید نمیشم تو هم امیدم رو قطع نکن.........................
26 آبان 1392

در غم شش ماهه رباب..............

  همیشه وقتی روضه حضرت علی اصغر رو میخوندند گریه ام میگرفت، اما امسال عجیب تر بود  خودم رو جای خانم رباب تصور میکردم و های های گریه میکردم امسال از دید یک مادر در سوگ گل پرپر شده آقا نشستم خدایا به حق بند قنداقه حضرت علی اصغر به همه اونهایی که در انتظارفرزندی سالم وصالح هستند هرآنچه میخواهند را عطاکن!!!!!!!!!!!!!...............   ...
26 آبان 1392

انتظار برای نی نی

این روزها من منتظر نشانی از وجود یک موجود زیبایی هستم که زندگی ام را دگرگون سازد و تمام هستی من باشد.............. این دومین ماه انتظارمه خداجون کمکم کن بهش برسم......................
18 آبان 1392